سه شنبه / ۲ تیر / ۱۴۰۵
×
در آیه «فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا»، خداوند یادآور می‌شود که پیش از دشمنان امروز، اقوامی نیرومندتر و صاحب قدرت‌های بزرگ‌تر نیز به سبب تکذیب حق نابود شدند، اما دشمنان همچنان از سرنوشت گذشتگان عبرت نمی‌گیرند و همان مسیر هلاکت را دنبال می‌کنند.
قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد
  • کد نوشته: 12864
  • منبع: فارس
  • ۱۶:۲۹ , خرداد ۲۸
  • بدون دیدگاه

  • به گزارش گروه فرهنگی شبکه خبری چهارباغ رسا؛ آیات پایانی سوره شوری و آغازین سوره زخرف، تصویری روشن از حقیقت هدایت الهی، جایگاه پیامبر(ص)، سرنوشت دشمنان لجوج و قدرت مطلق خداوند در اداره عالم ارائه می‌کند.

    تفسیر المیزان ذیل این آیات، ضمن تبیین ماهیت وحی و نقش آن در هدایت انسان‌ها، به سنت الهی در برخورد با اقوام سرک


    ش اشاره کرده و از نابودی قدرت‌های بزرگ گذشته به عنوان هشداری برای مخالفان حق یاد می‌کند.

    وحی، نوری که به اذن خدا راه را نشان می‌دهد

    خداوند در پایان سوره شوری خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید که «وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا…» و سپس می‌افزاید «وَلَکِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا». قرآن همان «روح» و مایه حیات حقیقی انسان‌ها است، حیاتی که بشر بدون آن گرفتار مرگ معنوی و گمراهی خواهد شد.

    هدایت الهی امری گزاف و بدون ضابطه نیست. خداوند کسانی را مشمول هدایت ویژه خود قرار می‌دهد که زمینه پذیرش حق و اصلاح لازم را در وجود خویش فراهم کرده باشند. از همین رو، پیامبر(ص) تنها راهنما و دعوت‌کننده است و تأثیر نهایی هدایت، به اراده و مشیت حکیمانه خداوند وابسته است.

    آیه «وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» نیز نشان می‌دهد که رسالت پیامبر، هدایت به راه راست است، راهی که به «صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ» منتهی می‌شود. مالکیت مطلق جهان هستی، دلیل حقانیت این مسیر و ضرورت پیروی از آن است.

    کتاب روشن الهی، آغاز سوره زخرف

    سوره زخرف با حروف مقطعه «حم» آغاز می‌شود و سپس می‌فرماید که «وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ». خداوند سوگند یاد می‌کند که این کتاب را به صورت قرآنی عربی قرار داده تا مردم بتوانند حقیقت آن را درک کنند «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ».

    تعبیر «وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا» بیانگر آن است که قرآن حقیقتی بلندمرتبه و فراتر از الفاظ و عبارات رایج دارد و آنچه در قالب زبان عربی نازل شده، جلوه‌ای از همان حقیقت برتر است.

    نزول قرآن به زبان قابل فهم مردم، نشانه لطف الهی و زمینه‌ای برای تعقل و اندیشه انسان‌هاست، اما این نعمت تنها برای کسانی سودمند خواهد بود که در برابر حق، روحیه استکبار و لجاجت نداشته باشند.

    اسراف‌کاران و مسخره‌کنندگان، دشمنان همیشگی پیامبران

    در ادامه، خداوند می‌فرماید که «أَفَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحًا أَنْ کُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِینَ». این آیه بیانگر آن است که اسراف و تجاوز از حدود الهی، سبب محرومیت از بسیاری از برکات می‌شود؛ اما با این حال، سنت خدا بر آن نیست که بندگان را به سبب طغیانشان به طور کامل رها کند.

    آیات بعدی، سابقه تاریخی دشمنی با انبیا را یادآور می‌شود «وَکَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِیٍّ فِی الْأَوَّلِینَ». واکنش بسیاری از اقوام گذشته نیز چیزی جز تمسخر پیامبران نبود «وَمَا یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ».

    استهزا و تمسخر، سلاح همیشگی مخالفان حق بوده است. هنگامی که منطق و برهان توان مقابله با پیام الهی را ندارد، دشمنان به تحقیر و تمسخر روی می‌آورند. این رفتار نشانه ضعف آنان است، نه قدرتشان.

    قدرت‌های بزرگ دیروز چگونه نابود شدند؟

    خداوند پس از بیان رفتار استهزاگران می‌فرماید که «فَأَهْلَکْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِینَ». این آیه هشدار می‌دهد که مخالفان عصر نزول قرآن نباید به قدرت ظاهری خود دل ببندند زیرا پیش از آنان، اقوامی بسیار نیرومندتر زندگی می‌کردند که در برابر اراده الهی تاب نیاوردند و نابود شدند.

    ذکر سرگذشت امت‌های گذشته تنها گزارش تاریخی نیست، بلکه قانونی همیشگی را بیان می‌کند، قانونی که بر اساس آن، قدرت‌های متکی بر ظلم و تکذیب حق، هرچند در ظاهر مقتدر باشند، سرانجام دچار سقوط خواهند شد.

    خالق آسمان‌ها و زمین سرچشمه همه قدرت‌ها است

    در پایان این بخش، قرآن به ریشه اصلی قدرت اشاره می‌کند «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ». حتی مشرکان نیز در اصل آفرینش جهان، خداوند را خالق می‌دانستند؛ اما در مقام عبادت و اطاعت، گرفتار شرک می‌شدند.

    علامه طباطبایی این آیات را نوعی احتجاج علیه مشرکان می‌داند زیرا وقتی همه قدرت‌ها و موجودات از خدا سرچشمه می‌گیرند، هیچ معبودی جز او شایسته پرستش نیست. همان خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده و بر همه چیز احاطه دارد، قادر است تمدن‌های بزرگ را فرو ریزد و اهل ایمان را به راه راست هدایت کند.

    بدین ترتیب، مجموعه آیات ۵۲ و ۵۳ سوره شوری و آیات آغازین سوره زخرف، پیامی واحد را به انسان‌ها منتقل می‌کند، اینکه هدایت و سعادت در سایه نور وحی و پذیرش حق حاصل می‌شود، اما اسراف، تمسخر و تکذیب پیام الهی سرانجامی جز نابودی ندارد چرا که مالک و فرمانروای حقیقی جهان، همان خدای عزیز و علیم است که همه امور سرانجام به سوی او بازمی‌گردد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *