جانفدا و بازتعریف سرمایه اجتماعی
رهسپار دیار عشق؛ اعزام کاروان خدمترسان البرز به مشهد مقدس
البرز در جمع سه استان برتر تنیس خاکی کشور
زیرساخت ارتباطی۱۳ بیمارستان دولتی البرز تامین شد
خودروسازان باید به کیفیت بدنه و مصرف سوخت توجه داشته باشند
رقابت «آیندهسازان» و پاسداشتِ تجارب «پیشکسوتان»
آزادسازی سهام عدالت به نفع مردم
شمعهایی که برای آزادی روشن شدند؛ قصه بازگشت یک زندانی به خانهبه گزارش گروه اجتماعی شبکه خبری چهارباغ رسا، حسن ندرلی، روانشناس اجتماعی با اشاره به ابعاد روانشناختی و اجتماعی پویش «جانفدا» طی یادداشتی نوشت: پویش جانفدا در لایههای زیرین خود فراتر از یک فراخوان ساده یا یک ابراز احساسات زودگذر، نشاندهنده یک تغییر بنیادین و عمیق در معماری ذهنی و اجتماعی جامعهای است که در مواجهه با تلاطمها و فشارهای بیرونی، به بازتعریف آگاهانه ساختارهای درونی خود پرداخته است.
از منظر علمی و با تکیه بر نظریه هویت اجتماعی، ما در این پدیده شاهد یک گذار هوشمندانه از من فردی و حل شدن در یک مای ملی بزرگتر هستیم. این گذار، هسته اصلی و تپنده انسجام گروهی را شکل میدهد که در آن پیوند میان افراد، نه بر اساس یک اجبار ساختاری، بلکه بر پایه یک همنوایی آگاهانه و انتخابی استوار شده است. در چنین فضایی، هر فرد با درک دقیق از مختصات زمانه و چالشهای پیش رو، تعهد و مسئولیتپذیری خود را در قبال کل پیکره جامعه ابراز میکند. این رویکرد باعث میشود که سرمایه اجتماعی از یک مفهوم انتزاعی در کتابهای جامعهشناسی خارج شده و به شکلی کاملاً ملموس در قالب رفتارهای یاریگرانه، فعالیتهای داوطلبانه و کنشهای میدانی مؤثر متجلی شود.
یکی از درخشانترین و کلیدیترین ابعاد این حرکت ملی، فعالسازی عاملمندی جمعی است؛ یعنی حالتی که در آن آحاد مردم و به ویژه نسل جوان، از نقش یک مشاهدهگر منفعل خارج شده و به این باور عمیق و قلبی میرسند که اراده، تصمیم و حرکت آنها میتواند در ابعاد مختلف و در بسیاری از زمینهها معادلات قدرت را در سطح جهانی تغییر دهد. این حس حاصلمندی و توانمندی جمعی، میتواند از نیرومندترین پادزهرها در برابر جنگ شناختی دشمن محسوب شود که هدفش ناامیدی و القای ناتوانی است.
این پیوند عاطفی و عقلانی به طور خودکار نوعی بازدارندگی روانی ایجاد میکند که میتواند در افزایش تابآوری اجتماعی و تقویت بازدارندگی روانشناختی، نقشی مکمل و در برخی شرایط نقش بسیار مؤثر ایفا کند. وقتی یک ملت به این سطح از بلوغ اجتماعی میرسد که لایههای مختلف آن، از نخبگان دانشگاهی تا تمام اقشار مختلف مردم، مرزبندیهای فرعی و سلیقهای را کنار گذاشته و به قطببندیزدایی میپردازند، در واقع در حال تولید یک احساس امنیت جمعی هستند که ریشه در اعتماد به نفس ملی، ریشههای تاریخی و آموزههای اصیل خود دارد.
در این میان، حضور پرشور و پرمعنای اقشار مختلف جامعه و پیشقراولی جوانان، نشاندهنده جریانی از خودشکوفایی است که در بستر دفاع از ارزشهای متعالی و هویت ملی رخ میدهد. این جوانان با تکیه بر خلاقیت در مقاومت و تابآوری، نه تنها بنبستهای ادراکی و بنبستهایی را که دشمن سعی در القای آنها دارد، میشکنند، بلکه نشان میدهند که تابآوری در فرهنگ ایرانی، هرگز به معنای تحمل منفعلانه یا تسلیم در برابر سختیها نبوده است، بلکه به معنای بازتولید قدرت و یافتن راههای نو در میانه فشار است.
این پویایی ذهنی و رفتاری، نوعی نظم نوین روانی ایجاد کرده است که در آن، هر شهروند خود را نه یک فرد تنها، بلکه به عنوان بخشی حیاتی از یک دژ مستحکم روانی میبیند. در حقیقت، پویش جانفدا فرایندی است که در آن رنجهای ناشی از تهدید دشمن به سوختی برای جهش روانی و اجتماعی تبدیل شده و بخش زیادی از سلامت روان جامعه را در گرو ایستادگی آگاهانه و همافزایی ملی قرار داده است.
تداوم و بخشبندی این پویایی ملی در گرو این است که این ارادههای پراکنده به یک سیستم منظم، خودسازمانده و پایدار تبدیل شوند که بتواند در برابر نوسانات محیطی، پایداری خود را حفظ کند. از نظر علمی، تأیید اصالت این پویش در تطابق آن با نظریه رشد پس از تنش و آسیب نهفته است؛ به این معنا که یک جامعه تحت فشار، به جای فروپاشی و گسست، به سطحی به مراتب بالاتر از انسجام، معنا و هدفمندی دست مییابد.
برای ارتقای این فرآیند و تبدیل آن به یک الگوی ماندگار برای نسلهای آینده، ضروری است که خلاقیت در مقاومت از ساحت احساسات اولیه به ساحت استراتژی، برنامهریزی و مدیریت منتقل شود. این امر مستلزم آن است که بسترهای لازم برای مشارکت عملیاتیتر اقشار مختلف، بهویژه نخبگان و صاحبان اندیشه، فراهم آید تا عاملمندی جمعی صرفاً به یک اعلام آمادگی زبانی محدود نماند و به پروژههای مشترک برای حل مسائل کلان کشور و پیشرفت همهجانبه تبدیل شود.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید