سند پرسپولیس درباره آسانی جنجالی شد
چهارباغ در مسیر تحول روستاها؛ از پیگیری آب تا مدارس
انتقاد صریح نماینده مجلس از جهش غیرمنطقی قبوض
وقتی چند گردو، نهایت شادی دنیای کودکی میشود
روایت یک خط تولید در کشتارگاه رامهرمز
ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت
نخستین برد زنان تنیس ایران پس از انقلاب
کمک میلیاردی به مددجویان چهارباغ در هفته دفاع مقدسبه گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری چهارباغ رسا به نقل از «تیتر۱»؛ پاییز در طالقان فقط فصل برداشت گردو و رسیدگی به باغها نیست؛ برای بسیاری از قدیمیهای این دیار، رسیدن فصل گردو یادآور روزهایی است که زندگی سادهتر بود و سرگرمی بچهها هم از دل همان زندگی روزمره بیرون میآمد.
در زبان طالقانی به گردو «جوز» گفته میشود و «جوزوازی» همان گردوبازی است؛ بازیای که با چند جوز، یک زمین خاکی و چند کودک شکل میگرفت و گاهی ساعتها بچهها را کنار هم نگه میداشت.
در گذشتهای نهچندان دور خبری از وسایل بازی امروزی نبود. بچهها برای سرگرمشدن لازم نبود راه دوری بروند یا وسیله خاصی داشته باشند. یک گوشه از کوچه، حیاط خانه یا زمین کنار باغ میتوانست محل بازی باشد. جوز هم در خانه و باغ پیدا میشد و همین کافی بود تا رقابت شروع شود.
جوزها گاهی ارزش بیشتری از یک وسیله بازی داشتند؛ چون قرار بود با آنها بازی کنند، برنده شوند و البته مهمتر از همه، چند ساعت کنار دوستانشان باشند.
خاطرهای که با بوی گردو برمیگردد
عمو علی، از قدیمیهای طالقان، وقتی از جوزوازی حرف میزند، پیش از آنکه سراغ قواعد بازی برود، از آدمها و جمعهای آن روزها یاد میکند؛ از بچههایی که بعد از کار و مدرسه دور هم جمع میشدند و برای خودشان سرگرمی میساختند.
عمو علی میگوید: آن وقتها همین جوز برای ما کلی ارزش داشت. چند نفری جمع میشدیم و هرکس جوز خودش را میآورد. یک جوز خوب هم برای خودمان انتخاب میکردیم که تیره باشد. بعد مالها را میگذاشتیم و یکییکی میزدیم. وقتی کسی خوب میزد، همه دورش جمع میشدیم و میخندیدیم.
در روایت قدیمیها، جوزوازی فقط یک بازی برای بردن چند گردو نبود. رقابت وجود داشت، اما چیزی که در خاطرهها بیشتر از نتیجه بازی باقی مانده، جمعشدن بچهها و خندههایی است که در همان کوچهها و باغها شنیده میشد.
عمو علی ادامه میدهد: گاهی چند ساعت همینطور بازی میکردیم. یکی میبرد، یکی میباخت، دوباره از اول شروع میکردیم. آخرش هم چیزی که میماند، دعوا و ناراحتی نبود؛ بیشتر خنده بود و رفاقت. هنوز وقتی جوز میبینم، یاد همان بچهها و همان روزها میافتم.
«مال» و «تیره» در خاطره طالقانیها
جوزوازی برای خودش اصطلاحاتی داشت که امروز شاید برای نسل جوان کمتر آشنا باشد. یکی از آنها «مال» بود؛ گردوهایی که برای بازی در محل مشخص قرار میگرفتند.
در طرف دیگر، بازیکن باید «تیره» خودش را انتخاب میکرد؛ جوزی که برای نشانهگیری و ضربهزدن به مالها مناسب باشد. قدیمیها در انتخاب تیره دقت میکردند و برای یک جوز خوب ویژگیهایی در نظر داشتند.
بازی به نوبت پیش میرفت و هرکس تلاش میکرد با تیره خودش به مالها بزند. موفقیت در این کار به معنای برداشتن گردوها بود و همین رقابت ساده میتوانست هیجان زیادی برای بچهها ایجاد کند.
اما آنچه جوزوازی را در خاطره طالقانیها ماندگار کرده، تنها شکل بازی نیست؛ این بازی بخشی از یک سبک زندگی بود؛ زمانی که بچهها بیشتر در کوچه و باغ کنار هم بودند و بسیاری از سرگرمیها بدون هزینه و امکانات خاص شکل میگرفت.
کوچههایی که صدای بچهها در آن میپیچید
قدیمیهای طالقان وقتی از دوران کودکی خود حرف میزنند، معمولاً از جمعهای دوستانه و بازیهای محلی هم یاد میکنند. بچهها خودشان همدیگر را پیدا میکردند و لازم نبود برای بازی برنامهریزی پیچیدهای داشته باشند.
گاهی یک نفر جوز میآورد و چند نفر دیگر هم به جمع اضافه میشدند. زمین بازی هم همان جایی بود که شرایطش فراهم بود.
این سادگی، بخشی از زیبایی خاطرات آن نسل است. بازی از دل زندگی میآمد و زندگی هم در همان بازی جریان داشت. بچهها در کنار رقابت، با هم بودن، شوخیکردن و رفاقت را تجربه میکردند.
برای نسل امروز شاید چند جوز چیز خاصی نباشد، اما برای کودکی که در طالقان سالهای دور بزرگ شده، یک جوز میتواند یادآور یک بعدازظهر کامل باشد؛ بعدازظهری که شاید با یک بازی شروع میشد و با خنده و تاریکشدن هوا به پایان میرسید.
پاییز، فصل زندهشدن خاطرهها
حالا با رسیدن فصل گردوچینی، دوباره باغهای طالقان پر از جوز میشوند. گردوها از شاخه پایین میآیند و دست اهالی برای برداشت محصول به کار میافتد؛ اما در کنار محصول، خاطرات قدیمی هم برای بسیاری از مردم زنده میشود.
عمو علی میگوید: الان که جوزها را میبینیم، بیشتر از خود جوز یاد بچگیمان میافتیم. آن موقع قدر همین چیزهای ساده را میدانستیم. چند نفر دور هم جمع میشدیم و از صبح تا عصر برای خودمان سرگرمی داشتیم.
شاید امروز جوزوازی مانند گذشته در کوچهها و باغهای طالقان دیده نشود، اما نام آن هنوز برای بخشی از مردم این دیار آشناست؛ بهخصوص برای کسانی که کودکیشان در روستاها و محلههای قدیمی طالقان گذشته است.
جوزوازی؛ یک بازی، یک خاطره
جوزوازی را میتوان بخشی از خاطرات شفاهی طالقان دانست؛ خاطره نسلی که بسیاری از سرگرمیهایش را خودش میساخت و برای بازی به امکانات زیادی احتیاج نداشت.
در آن روزها، گردو فقط محصول باغ نبود؛ گاهی وسیلهای برای بازی و بهانهای برای دورهمی بود. یک جوز خوب میتوانست «تیره» شود، چند جوز دیگر «مال» باشند و چند کودک هم ساعتها با همانها سرگرم شوند.
پاییز که میرسد و جوزهای تازه روی سفرههای طالقانیها قرار میگیرند، شاید برای خیلیها فقط یک محصول تازه باغ باشد؛ اما برای عمو علی و همنسلان او، هر جوز میتواند دری باشد به سمت سالهای دور؛ سالهایی که کوچه، باغ، خاک و چند دوست، تمام دنیای کودکی را میساخت.
جوزوازی شاید امروز یک بازی قدیمی باشد، اما در حافظه طالقانیها هنوز زنده است؛ خاطرهای از روزهایی ساده که در آن، چند جوز میتوانست بهانهای برای یک روز کامل بازی، رقابت، خنده و رفاقت باشد.
انتهای خبر/
دیدگاهتان را بنویسید